به گزارش روابطعمومی ادارهکل بهزیستی استان کرمانشاه؛
من صبا محمدی، متولد سال ۱۳۷۹، دانشجوی رشته روانشناسی دانشگاه پیام نور شهرستان دالاهو و ساکن روستای سلیمانآباد هستم. از بدو تولد با معلولیت جسمی زندگی کردهام. سالهای کودکی و نوجوانی با درمانهای فراوان، دشواریهای جسمی و نگاههای متفاوت دیگران سپری شد، اما هیچگاه باور نکردم که #معلولیت به معنای ناتوانی باشد.
در روزهایی که بسیاری از افراد به محدودیتهای من نگاه میکردند، من به تواناییهایم فکر میکردم. بارها شنیدم که به دلیل شرایط جسمی، آینده روشنی نخواهم داشت یا امکان فعالیتهای بزرگ برایم فراهم نخواهد شد، اما تصمیم گرفتم پاسخ این حرفها را نه با اعتراض، بلکه با تلاش بدهم.
حدود پانزدهم آبانماه ۱۴۰۲ بود که تصمیم گرفتم نوشتن را بهصورت جدی آغاز کنم. نخستین روز تنها سه صفحه نوشتم. همان سه صفحه را به یکی از استادانم نشان دادم. تشویق ایشان نقطه عطفی در زندگی من شد. از آن روز، هر روز حدود دو ساعت به نویسندگی اختصاص دادم و آرامآرام نوشتههایم شکل یک کتاب را به خود گرفت.
اما آغاز راه آسان نبود. برای چاپ کتاب باید متن تایپ میشد و من رایانهای در اختیار نداشتم. تلاش کردم با تلفن همراه تایپ کنم، اما حجم زیاد مطالب این کار را بسیار دشوار کرده بود. در همان روزها به اداره آموزش و پرورش مراجعه کردم و موضوع را با آقای مطاعی، معاون آن اداره، در میان گذاشتم. ایشان با بزرگواری امکان استفاده از یک رایانه را برایم فراهم کردند و توانستم طی یک هفته، متن کتاب را به پایان برسانم.
پس از آن با خانم سیده فروزان حسینی، سرپرست انتشارات ماهواره، آشنا شدم؛ آشناییای که نقطه آغاز فصل تازهای در زندگی نویسندگی من بود. ایشان با دلسوزی، صبوری و حمایت بیدریغ، نهتنها زمینه چاپ نخستین کتابم را فراهم کردند، بلکه در ادامه مسیر نیز همواره در کنارم بودند. طی دو سال گذشته، سه کتاب و چندین ماهنامه با همراهی ایشان منتشر شد و حتی در روزهای تعطیل و ساعتهای پایانی شب نیز پاسخگوی پرسشها و دغدغههای من بودند. از خداوند بزرگ برای ایشان سلامتی، عزت و توفیق روزافزون آرزو دارم.
ثمره این تلاشها، انتشار سه کتاب با عناوین «معلولیت محدودیت نیست»، «انگیزه کلید موفقیت است» و «خواستن آغاز توانستن است» بود.
کتاب نخست، روایت تجربههای زندگی من و نگاهی به توانمندیهای افراد دارای معلولیت است؛ کتابی که میخواهد ثابت کند «معلولیت محدودیت نیست» تنها یک شعار نیست، بلکه حقیقتی است که میتوان آن را زندگی کرد.
در کتاب دوم، با نگارش ۴۷۵ جمله #انگیزشی، تلاش کردم نشان دهم که انگیزه، نخستین گام هر موفقیتی است. باور دارم انسان زمانی میتواند بر مشکلات غلبه کند که انگیزه حرکت در وجودش زنده باشد.
سومین کتاب، «خواستن آغاز توانستن است»، خلاصهای از باور قلبی من است. این کتاب حاصل تجربه سالهایی است که آموختم موفقیت پیش از آنکه در توان جسم باشد، در اراده انسان شکل میگیرد. اگر انسان با تمام وجود بخواهد، راه رسیدن را پیدا خواهد کرد؛ حتی اگر مسیر، پر از سنگلاخ باشد.
یکی از خاطرهانگیزترین روزهای زندگی من، حضور در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در اردیبهشتماه ۱۴۰۴ بود. با هماهنگی ناشر محترمم، فرصت حضور در مراسم امضای کتابهایم را پیدا کردم. آن روز احساس کردم سالمترین انسان روی زمین هستم. دیدار با نویسندگان، استادان، فعالان حوزه نشر و استقبال بازدیدکنندگان از آثارم، بهویژه کتاب «معلولیت محدودیت نیست»، برایم تجربهای فراموشنشدنی بود و انگیزهام را برای ادامه این مسیر چند برابر کرد.
امروز نویسندگی برای من تنها یک علاقه نیست؛ رسالتی است برای انتقال امید، انگیزه و اعتمادبهنفس به جامعه، بهویژه افراد دارای معلولیت. باور دارم هر انسانی تواناییهایی دارد که اگر شناخته شوند، میتوانند آینده او را دگرگون کنند.
هدف من تنها چاپ کتاب نیست. آرزو دارم پس از فارغالتحصیلی، بهعنوان معلم استثنایی در خدمت دانشآموزان توانیاب باشم و در آینده نیز یک مرکز مشاوره در شهرستان دالاهو تأسیس کنم تا سهم کوچکی در رشد و توانمندسازی نسل آینده داشته باشم.
من هنوز خود را در آغاز مسیر میدانم؛ اما به تجربه آموختهام که هر موفقیتی از یک تصمیم آغاز میشود؛ تصمیمی برای ایستادن، برای ادامه دادن و برای باور کردن تواناییهای خویش.
همیشه این جمله را با خود تکرار میکنم:
«خواستن، آغاز توانستن است.»
و ایمان دارم همانگونه که پرندهای با بال شکسته نیز روزی پرواز را تجربه میکند، انسانی که اراده و امید را از دست ندهد، میتواند از بلندترین قلهها نیز عبور کند.












نظر شما